قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

634

تاريخ الفي ( فارسى )

اى مردمان ! بايد كه دوستى و محبّت ولاة خود را در دلها جاى دهيد و بر طاعت و متابعت ايشان ثابت‌قدم باشيد و محبّت و اخلاص ايشان را سبب نجات خود دانيد و ظاهر و باطن خود را با ايشان راست سازيد . واليان در حوادث زمانه پناه و ملاز ، [ و ] ملجاء و معاذ شما باشند و به وقت حاجت و افتقار شما را خلاصى و استظهار به سبب ايشان تواند بود . زينهار و هزار زينهار كه دشمنى واليان خود را در دل مگيريد كه خشم ايشان بر شما بسيار شود و مدّت حزن و اندوه شما دراز گردد . سخن من اين است و نصيحت من شما را چنين . و السّلام . چون زياد بن ابيه از اين خطبه « 1 » فارغ شد مردى از اهل بصره كه او را عبد اللّه بن ادهم گفتندى برپاى خاست و گفت : گواهى مىدهم اى امير كه حقّ سبحانه و تعالى تو را حكمت و فصل الخطاب داده است . زياد او را گفت : دروغ مىگويى . ايزد تعالى حكمت و فصل الخطاب را به پيغمبر خود محمّد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، داده بود . مرا آن درجه كى تواند بود ؟ پس از منبر فرود آمد و به قصر امارت شد و كارهاى بصره استقامت تمام يافت و رونقى و طراوتى عظيم در آن ولايت پديد آمد . دهقانان در عمارت [ 87 ب ] و زراعت مغرور شدند و نعمتها فراوان شد . در تاريخ ابن اعثم كوفى چنين آورده كه بعد از اين از ولايت بصره هرسال شصت هزار هزار درم خراج به خزانهء زياد بن ابيه رسيدى . از آن جمله سى و شش هزار هزار را به لشكر مىداد و شانزده هزار هزار درم بر ما يحتاج خود صرف مىنمود و دوبار هزار هزار درم بر عمارت و زراعت خرج مىكرد و دوبار هزار هزار درم به بيت المال ذخيره مىنهاد و باقى پيش معاويه مىفرستاد . چون آثار عدل زياد و نتائج العناق « 2 » او خاطرنشان معاويه شد او را بر آن سير مرضيه و سنن حميده ستايشها نمود و تمامى ولايت كوفه به او ارزانى داشت و كار زياد رونق و نضارت تمام گرفت و به غاية الغاية خوشدل شد و در عدل و انصاف بيفزود و شش ماه در بصره مقام مىكرد و شش ماه در كوفه . امّا احوال ولايت خراسان در ايّام حكومت معاويه ؛ در تاريخ ابن اعثم كوفى بر اين وجه ايراد نموده كه شخصى از معارف اصحاب امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، كه نام او خالد بن معمر بود و در صفّين در پيش آن حضرت جنگها كرده و در آثار اخلاص جوانمرد بوده ، چون امير المؤمنين على به جوار رحمت ايزدى پيوست و كار امير المؤمنين حسن بر آن وجه كه

--> ( 1 ) . اين خطبه كه به نام بتراء ( خطبه‌اى بدون حمد و ثناى خداوند ) مشهور است در منابع كهن چون عقد الفريد ، ج 4 ، ص 110 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 165 ؛ الكامل ، ج 3 ، ص 202 ؛ العبر ، ج 2 ، ص 9 با اندك اختلافى در لفظ آمده است . ( 2 ) . عناق : سختگيرى . - و .